العلامة المجلسي

761

حياة القلوب ( فارسي )

بعضي گفته‌اند اسم أو خضرون بود ؛ بعضي گفته‌اند خلعيا « 1 » . براي اين أو را خضر گفتند كه به هر زمين خشكى كه مىنشيند آن زمين سبز وپرگياه مىشود ، أو از همهء فرزندان آدم عمرش درازتر است ، وصحيح آن است كه نام أو « تاليا » است پسر ملكان پسر عابر پسر ارفخشد پسر سام پسر نوح عليه السّلام است « 2 » . مؤلف گويد : بعضي نام آن حضرت را « بليا » گفته‌اند ؛ وبعضي يسع وبعضي الياس « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم را به معراج بردند ، در راه بوى خوشى شنيد مانند بوى مشك ، از جبرئيل سؤال كرد كه : اين چه بو است ؟ گفت : اين بو از خانه‌اى بيرون مىآيد كه قومي را به سبب بندگى خدا در آن خانه عذاب كردند تا هلاك شدند . پس جبرئيل گفت : خضر از أولاد پادشاهان بود ، وايمان به خدا آورده بود ، در حجره‌اى از خانهء پدرش خلوت گزيده بود وعبادت خدا مىكرد ، پدرش را فرزندى بجز أو نبود ، پس مردم به پدر أو گفتند : تو را فرزندى بغير أو نيست ، پس زنى را به أو تزويج كن شايد خدا فرزندى به أو روزى كند كه پادشاهى در أو وفرزندان أو بماند ، پس دختر باكره‌اى را براي أو تزويج كرد ، چون به نزد خضر آوردند متوجه أو نشد وبا أو نزديكى نكرد ، روز ديگر به أو گفت : امر مرا پنهان دار اگر پدرم از تو بپرسد آنچه از مردان نسبت به زنان واقع مىشود نسبت به تو واقع شد ؟ بگو : بلى . پس چون پدر از آن زن پرسيد ، أو موافق فرمودهء حضرت خضر عليه السّلام عمل كرد وگفت : بلى . مردم گفتند به پادشاه : بلكه آن زن دروغ گويد ، زنان را بفرما كه ملاحظهء آن زن بكنند كه بكارتش باقي است يا زايل شده است . چون زنان أو را ملاحظه كردند ديدند بر حال خود باقي است ، به پادشاه گفتند كه : تو دو بىوقوف را به يكديگر داده‌اى كه هيچ‌يك

--> ( 1 ) . در مصدر به جاى « خلعيا » ، « جعدا » آمده است . ( 2 ) . كمال الدين وتمام النعمة 391 ، ودر آن آمده است كه « صحيح آن است كه نام أو بليا بن ملكان بن عامر بن ارفخشذ . . . » . ( 3 ) . تفسير بيضاوى 3 / 29 .